سخن آغازین

در عصر تغيير، تدبير امور و مديريت جاي خود را به فراتدبير سپرده است.
مباحثي همچون تفکر استراتژيک، توجه بيش از پيش به محيط، گستره اطلاعات و ارتباطات، جهاني شدن و رقابت، چالشهاي عديده و پيچيده اي را براي سازمانها پديد آورده است. اميدوارم ارائه مطالب، تجربيات موفق و گردآوري دانش مرتبط با اداره سازمانهاي عصر تغيير بتواند براي دانشجويان، دانش پژوهان علم مديريت و مديران سازمانهاي ايراني برگ سبزي تحفه درويش تلقي گردد و در  توسعه  و   تعالي   اين   مسير  گامی  مفيد  به حساب آید. بر اين اساس به اشتراک گذاشتن مطالب مرتبط و ارسال اين دست از اطلاعات به هر چه پرمحتواتر شدن اين مجموعه کمک مي نمايد. پس مرا در اين راه ياري نماييد.

اکبر افتخاری

کلام روز

در جهان تنها کسی موفق می شود که به انتظار دیگران ننشیند و همه چیز را از خود بخواهد.(شیللر)

ورود






فرا تدبیر
اعتماد سنگ بناي مديريت PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط اکبر افتخاری   
دوشنبه ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۳۷

انديشمندان علم مديريت ، مديريت را دستيابي به اهداف سازماني از طريق راهبري و همكاري كاركنان تعريف مي كنند؛ حال سئوال اساسي اين است كه بدون اعتماد مي توان به اين مهم دست يافت.

مديران دقيقا مانند فرماندهان لشگري هستند كه پيشاپيش لشگر در حركتند و به پشتيباني و حمايت سايرين اميدوراند، در حقيقت ايشان به اطمينان از اينكه كل لشگر بطور هماهنگ در حركتند و با تاكتيكهاي از قبل تعيين شده به اهداف مشخص حمله مي كنند،در جلو به تاخت و تاز مشغولند.

مديران موفق مديران اعتماد ساز و محرك اطمينان در كاركنان هستند.

بنابراين اول بايد سنگ بنا را آماده كرد و بعد با خيال راحت حركت نمود.

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۲۲
 
خودت باش PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط اکبر افتخاری   
دوشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۳۱

به شيوانا خبر دادند که يکي از شاگردان قديمي اش در شهري دور از
طريق معرفت دور شده و راه ولگردي را پيشه کرده است. شيوانا چندين هفته سفر کرد
تا به شهر آن شاگرد قديمي رسيد. بدون اينکه استراحتي کند مستقيماً سراغ او را
گرفت و پس از ساعتها جستجو او را در يک محل نامناسب يافت.
مقابش ايستاد؛ سري تکان داد و از او پرسيد: تو اينجا چه ميکني دوست قديمي؟ !!
شاگرد لبخند تلخي زد و شانه هايش را بالا انداخت و گفت: من لياقت درسهاي شما
را نداشتم استاد! حق من خيلي بدتر از اينهاست! شما اين همه راه آمده ايد تا به
من چه بگوييد؟
شيوانا تبسمي کرد و گفت: من هنوز هم خودم را استاد تو ميدانم. آمده ام تا درس
امروزت را بدهم و بروم.
شاگردِ مأيوس و نااميد، نگاهش را به چشمان شيوانا دوخت و پرسيد: يعني اين همه
راه را به خاطر من آمده ايد؟ !!
شيوانا با اطمينان گفت: البته! لياقت تو خيلي بيشتر از اينهاست .
درس امروز اين است :
هرگز با خودت قهر مکن .
هرگز مگذار ديگران وادارت کنند با خودت قهر کني.
و هرگز اجازه مده ديگران وادارت کنند خودت، خودت را محکوم کني.
به محض اينکه خودت با خودت قهر کني ديگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود
بي اعتنا ميشوي و هر نوع بيحرمتي به جسم و روح خودت را ميپذيري .
هميشه با خودت آشتي باش و هميشه براي جبران خطاها به خودت فرصت بده .
تکرار ميکنم: خودت آخرين نفري باش که در اين دنيا با خودت قهر ميکني ...
درس امروز من همين است .
**شيوانا پيشاني شاگردش را بوسيد و بلافاصله بدون اينکه استراحتي کند به سمت
دهکده اش بازگشت. چند هفته بعد به او خبر دادند که شاگرد قديمي اش وارد مدرسه
شده و سراغش را ميگيرد. شيوانا به استقبالش رفت و او را ديد که سالم و سرحال
در لباسي تميز و مرتب مقابلش ايستاده است .
شيوانا تبسمي کرد و او را در آغوش گرفت و آرام در گوشش گفت :اکنون که با خودت
آشتي کرده اي ياد بگير که از خودت طرفداري کني .
به هيچکس اجازه نده تو را با يادآوري گذشته ات وادار به سرافکندگي کند .
هميشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن .
هرگز مگذار ديگران وادارت سازند، دفاع از خودت را فراموش کني و به تو توهين
کنند .
خودت اولين نفري باش که در اين دنيا از حيثيت خودت دفاع ميکني.
درس امروزت همين است !
گرچه گذر زمان فرصت عشق ورزيدن را دريغ نميکند؛ اما مرگ را استثنايي نيست*

 
جامعه اطلاعاتي PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط اکبر افتخاری   
شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۴۶

نشريه عصر ارتباط شماره 438 مورخ 90/10/10 مصاحبه اي را با آقاي دكتر نمكدوست منتشر نموده است، كه از زواياي بسيار مفيدي برخوردار است، در اينجا پاسخ به دو سئوال به عنوان نمونه آمده است، توصيه مي كنم متن كامل اين مصاحبه را از اين نشريه مطالعه نمائيد:

بحث توسه زیر ساخت های فنی برای تحقق جامعه اطلاعاتی به میان می ­آید، سئوال من این است که مثلاً در جامعه­ ای مثل جامعه ایران آیا می­توان بدون در نظر گرفتن ابزارها و زیر ساخت­های فنی و مهندسی منتظر تحقق جامعه اطلاعاتی و آزادی رسانه­ ها بود؟

درست است که زیر ساخت­ها از اهمیت زیادی برخوردارند اما به اعتقاد کسانی مانند من محتوا مهم­تر از زیر ساخت است. به بیان دیگر ایجاد امکان داد و ستد آزادانه اطلاعات و به اشتراک گذاشتن آزادانه محتوا ارزشمندتر از تأمین زیرساخت­هاست.


نکته اینجاست که برخی معتقدند ایجاد وگسترش امکانات و زیر ساخت­های فنی خود به خود منجر به جریان آزاد مبادله اطلاعات خواهد شد؟


بله ولی کندتر و با چالش­های بیشتر. یک مثال می­زنم: به نظر شما آیا حذف ضرورت اخذ مجوز نشریه از قانون مطبوعات یا اجازه دادن به شهروندان برای راه­ اندازی شبکه­ های رادیو و تلویزیونی ما را بیشتر به تحقق جامعه اطلاعاتی نزدیک می­کند یا افزایش پهنای باند؟ من کاملاً مدافع افزایش پهنای باند هستم و آن را از جمله حقوق بشر می­دانم، بحثم واقعی کردن مقایسه­ هاست و تاکید بر این موضوع به غایت مهم که هسته اصلی جامعه­ اطلاعاتی دسترسی آزادانه و همگانی به اطلاعات است.


اکنون در چنین پیش­ فرضی شکاف دیجیتال چگونه تفسیر می شود؟ اینکه اگر دولت­ها این امکانات را برای همه و به طور یکسان فراهم نکنند، همین نوعی بی عدالتی اجتماعی تلقی خواهد شد؟

مهم­ترین نابرابری در جامعه ما نابرابری در حوزه دسترسی به خود اطلاعات است. به این معنی که دولت تمامی اطلاعات حوزه عمومی و نیز حوزه خصوصی شهروندان، هر دو را به طورکامل در اختیارگرفته است. در مقابل، شهروندان نه تنها به اطلاعات مربوط به حکومت و نهادهای آن دسترسی ندارند بلکه حتی از امکان اصلاح اطلاعات نادرست مربوط به خودشان که حکومت گردآوری و آرشیوکرده، محرومند. بنابراین شکاف واقعی شکاف میان حق دسترسی دولت به همه نوع اطلاعات حتی خصوصی ترین اطلاعات مربوط به زندگی معمول مردم و محرومیت شهروندان از دسترسی به اطلاعاتی است که می­تواند روی سرنوشت شان تأثیر مستقیم بگذارد. البته من منکر شکاف دیجیتال و جریان نابرابر اطلاعات میان کشورهای پیشرفته و در حال توسعه یا توسعه ­نیافته نیستم. برای مثال هیچکس منکر شکاف اطلاعاتی میان آمریکا وکنیا نیست. نتیجه مقایسه میان آمریکا وکنیا یا کامبوج واضح و روشن است اما پرسش اینجاست که آیا مردم کنیا حق ندارند به اطلاعاتی که متعلق به خودشان است و دولت­شان از آنها دریغ می­کند، دسترسی داشته باشند؟ باید ‏نخست پاسخ این سئوال را داد نه اینکه بحث را حول رفع تقریباً ناممکن نابرابری اطلاعات میان دوکشورکنیا و مثلاً آمریکا متمرکز کرد. این مقایسه بدون شک غیر عاقلانه و بی نتیجه است. به همین خاطر صحبت­های سازمان­هایی ‏مثل یونسکو و امثالهم درباره جریان یک­سویه اطلاعات و شکاف دیجیتال هیچ نتیجه عملی نداشته است. به نظرم بهتر است به جای پرداختن به این ادبیات بی­ خاصیت رسمی روی این موضوع متمرکز شویم که بنیان همه کنش­های آگاهانه در هر جامعه ­ای دسترسی آزادانه به اطلاعات است. باید باور کنیم بدون حق دسترسی، کنش آگاهانه یا مشارکت فعالانه شهروندان در فرآیندهای اجتماعی محلی از اعراب ندارد.

 

آخرین به روز رسانی در شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۳۸
 
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 3

آمار بازدید کنندگان


mod_vvisit_counterامروز10
mod_vvisit_counterاین هفته578
mod_vvisit_counterاین ماه2932
mod_vvisit_counterکل بازدیدها22061

در 20 دقیقه گذشته : 2