|
نوشته شده توسط اکبر افتخاری
|
|
دوشنبه ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۳۷ |
|
انديشمندان علم مديريت ، مديريت را دستيابي به اهداف سازماني از طريق راهبري و همكاري كاركنان تعريف مي كنند؛ حال سئوال اساسي اين است كه بدون اعتماد مي توان به اين مهم دست يافت.
مديران دقيقا مانند فرماندهان لشگري هستند كه پيشاپيش لشگر در حركتند و به پشتيباني و حمايت سايرين اميدوراند، در حقيقت ايشان به اطمينان از اينكه كل لشگر بطور هماهنگ در حركتند و با تاكتيكهاي از قبل تعيين شده به اهداف مشخص حمله مي كنند،در جلو به تاخت و تاز مشغولند.
مديران موفق مديران اعتماد ساز و محرك اطمينان در كاركنان هستند.
بنابراين اول بايد سنگ بنا را آماده كرد و بعد با خيال راحت حركت نمود. |
|
آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۳۱ |
|
|
نوشته شده توسط اکبر افتخاری
|
|
دوشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۳۱ |
|
به شيوانا خبر دادند که يکي از شاگردان قديمي اش در شهري دور از طريق معرفت دور شده و راه ولگردي را پيشه کرده است. شيوانا چندين هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد قديمي رسيد. بدون اينکه استراحتي کند مستقيماً سراغ او را گرفت و پس از ساعتها جستجو او را در يک محل نامناسب يافت. مقابش ايستاد؛ سري تکان داد و از او پرسيد: تو اينجا چه ميکني دوست قديمي؟ !! شاگرد لبخند تلخي زد و شانه هايش را بالا انداخت و گفت: من لياقت درسهاي شما را نداشتم استاد! حق من خيلي بدتر از اينهاست! شما اين همه راه آمده ايد تا به من چه بگوييد؟ شيوانا تبسمي کرد و گفت: من هنوز هم خودم را استاد تو ميدانم. آمده ام تا درس امروزت را بدهم و بروم. شاگردِ مأيوس و نااميد، نگاهش را به چشمان شيوانا دوخت و پرسيد: يعني اين همه راه را به خاطر من آمده ايد؟ !! شيوانا با اطمينان گفت: البته! لياقت تو خيلي بيشتر از اينهاست . درس امروز اين است : هرگز با خودت قهر مکن . هرگز مگذار ديگران وادارت کنند با خودت قهر کني. و هرگز اجازه مده ديگران وادارت کنند خودت، خودت را محکوم کني. به محض اينکه خودت با خودت قهر کني ديگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود بي اعتنا ميشوي و هر نوع بيحرمتي به جسم و روح خودت را ميپذيري . هميشه با خودت آشتي باش و هميشه براي جبران خطاها به خودت فرصت بده . تکرار ميکنم: خودت آخرين نفري باش که در اين دنيا با خودت قهر ميکني ... درس امروز من همين است . **شيوانا پيشاني شاگردش را بوسيد و بلافاصله بدون اينکه استراحتي کند به سمت دهکده اش بازگشت. چند هفته بعد به او خبر دادند که شاگرد قديمي اش وارد مدرسه شده و سراغش را ميگيرد. شيوانا به استقبالش رفت و او را ديد که سالم و سرحال در لباسي تميز و مرتب مقابلش ايستاده است . شيوانا تبسمي کرد و او را در آغوش گرفت و آرام در گوشش گفت :اکنون که با خودت آشتي کرده اي ياد بگير که از خودت طرفداري کني . به هيچکس اجازه نده تو را با يادآوري گذشته ات وادار به سرافکندگي کند . هميشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن . هرگز مگذار ديگران وادارت سازند، دفاع از خودت را فراموش کني و به تو توهين کنند . خودت اولين نفري باش که در اين دنيا از حيثيت خودت دفاع ميکني. درس امروزت همين است ! گرچه گذر زمان فرصت عشق ورزيدن را دريغ نميکند؛ اما مرگ را استثنايي نيست*
|
|
نوشته شده توسط اکبر افتخاری
|
|
شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۴۶ |
|
نشريه عصر ارتباط شماره 438 مورخ 90/10/10 مصاحبه اي را با آقاي دكتر نمكدوست منتشر نموده است، كه از زواياي بسيار مفيدي برخوردار است، در اينجا پاسخ به دو سئوال به عنوان نمونه آمده است، توصيه مي كنم متن كامل اين مصاحبه را از اين نشريه مطالعه نمائيد:
بحث توسه زیر ساخت های فنی برای تحقق جامعه اطلاعاتی به میان می آید، سئوال من این است که مثلاً در جامعه ای مثل جامعه ایران آیا میتوان بدون در نظر گرفتن ابزارها و زیر ساختهای فنی و مهندسی منتظر تحقق جامعه اطلاعاتی و آزادی رسانه ها بود؟
درست است که زیر ساختها از اهمیت زیادی برخوردارند اما به اعتقاد کسانی مانند من محتوا مهمتر از زیر ساخت است. به بیان دیگر ایجاد امکان داد و ستد آزادانه اطلاعات و به اشتراک گذاشتن آزادانه محتوا ارزشمندتر از تأمین زیرساختهاست.
نکته اینجاست که برخی معتقدند ایجاد وگسترش امکانات و زیر ساختهای فنی خود به خود منجر به جریان آزاد مبادله اطلاعات خواهد شد؟
بله ولی کندتر و با چالشهای بیشتر. یک مثال میزنم: به نظر شما آیا حذف ضرورت اخذ مجوز نشریه از قانون مطبوعات یا اجازه دادن به شهروندان برای راه اندازی شبکه های رادیو و تلویزیونی ما را بیشتر به تحقق جامعه اطلاعاتی نزدیک میکند یا افزایش پهنای باند؟ من کاملاً مدافع افزایش پهنای باند هستم و آن را از جمله حقوق بشر میدانم، بحثم واقعی کردن مقایسه هاست و تاکید بر این موضوع به غایت مهم که هسته اصلی جامعه اطلاعاتی دسترسی آزادانه و همگانی به اطلاعات است.
اکنون در چنین پیش فرضی شکاف دیجیتال چگونه تفسیر می شود؟ اینکه اگر دولتها این امکانات را برای همه و به طور یکسان فراهم نکنند، همین نوعی بی عدالتی اجتماعی تلقی خواهد شد؟
مهمترین نابرابری در جامعه ما نابرابری در حوزه دسترسی به خود اطلاعات است. به این معنی که دولت تمامی اطلاعات حوزه عمومی و نیز حوزه خصوصی شهروندان، هر دو را به طورکامل در اختیارگرفته است. در مقابل، شهروندان نه تنها به اطلاعات مربوط به حکومت و نهادهای آن دسترسی ندارند بلکه حتی از امکان اصلاح اطلاعات نادرست مربوط به خودشان که حکومت گردآوری و آرشیوکرده، محرومند. بنابراین شکاف واقعی شکاف میان حق دسترسی دولت به همه نوع اطلاعات حتی خصوصی ترین اطلاعات مربوط به زندگی معمول مردم و محرومیت شهروندان از دسترسی به اطلاعاتی است که میتواند روی سرنوشت شان تأثیر مستقیم بگذارد. البته من منکر شکاف دیجیتال و جریان نابرابر اطلاعات میان کشورهای پیشرفته و در حال توسعه یا توسعه نیافته نیستم. برای مثال هیچکس منکر شکاف اطلاعاتی میان آمریکا وکنیا نیست. نتیجه مقایسه میان آمریکا وکنیا یا کامبوج واضح و روشن است اما پرسش اینجاست که آیا مردم کنیا حق ندارند به اطلاعاتی که متعلق به خودشان است و دولتشان از آنها دریغ میکند، دسترسی داشته باشند؟ باید نخست پاسخ این سئوال را داد نه اینکه بحث را حول رفع تقریباً ناممکن نابرابری اطلاعات میان دوکشورکنیا و مثلاً آمریکا متمرکز کرد. این مقایسه بدون شک غیر عاقلانه و بی نتیجه است. به همین خاطر صحبتهای سازمانهایی مثل یونسکو و امثالهم درباره جریان یکسویه اطلاعات و شکاف دیجیتال هیچ نتیجه عملی نداشته است. به نظرم بهتر است به جای پرداختن به این ادبیات بی خاصیت رسمی روی این موضوع متمرکز شویم که بنیان همه کنشهای آگاهانه در هر جامعه ای دسترسی آزادانه به اطلاعات است. باید باور کنیم بدون حق دسترسی، کنش آگاهانه یا مشارکت فعالانه شهروندان در فرآیندهای اجتماعی محلی از اعراب ندارد.
|
|
آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ۰۳ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۴۸ |
|
|
|
|
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 بعدی > انتها >>
|
|
صفحه 1 از 3 |